خانم چادری
سلام به همه ی دوستای گل خودم
دیشب منو بابایی مشغول خوردن چایی بودیم
و شما هم با عروسکت که اسمشو گذاشتی نازنین ولی میگی مامان این پسره بازی میکردی.![]()
یه لحظه دیدم چادرتو کردی سرت
و همش میگی نگفتم خودتو خوب بپوشون؟![]()
بعد آوردی کلاه عروسکتو گذاشتی روی بخاری تا گرم بشه و حال عروسکت خوب بشه.![]()
انقدر خونم برات جوشید که حد و اندازه نداشت .![]()
گرفتم بغلم و انقدر بوست کردم که کلافه شدی.عاشق رژ لب هم هستی خیلی زیاد
فدای تو دختر گلم بشم من.اینم چند تا عکس که دیشب ازت گرفتم.

فدای قد و بالای قشنگت بشم من دختر گلم

ای جون دلم من 



عاشق اینی که صبح یا تخم مرغ نیمرو کنم برات
یا اینکه چایی شیرین بخوری 
نوش جونت بشه. هر روز به مهد علاقه ی بیشتر ی پیدا میکنی و ذوق و شوقت بیشتر میشه.
خدارو شکر. امیدوارم که همیشه موفق باشی دختر گلم. همش هم میگی من میخوام دکتر بشم
.
همش میگی دوست دارم بزرگ بشم تا بهت کمک کنم.
.
هر جا هم که پرچم ایران رو میبینی زود میگی :
سبز و سفید و قرمز
.
فعلا تا بعد بای ![]()


خانم چادری
